تبليغاتX
صفا کن

صفا کن

عاشقی

دوستان تا مدتی نیستم
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 22:0  توسط مجید  | 

Hosted by Tinypic.com .....نظر یادتان نره.........
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 19:30  توسط مجید  | 

قوانين جهاني موفقيت             

قانون علت و معلول
هر چيزي به علتي روي ميدهد. براي هر علتي معلولي هست وبراي هر معلولي علت ويا علتهاي بخصوصي وجود دارد چه از آنها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد، چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد
.
درزندگي هر کاري که بخواهيد ميتوانيد انجام دهيد به شرط آنکه:
1- تصميم بگيريد که دقيقاً چه ميخواهيد.
2- همان کاري را بکنيد که کساني که در اين راه موفق شده اند انجام داده اند.

قانون ذهن
همهً علت و معلولها ذهني هستند. افکار شما تبديل به واقعيت ميشوند، افکار شما آفريننده اند. شما تبديل به همان چيزي ميشويد که در مورد آن بيشتر فکر ميکنيد. هميشه دربارهً چيزهايي فکر کنيد که بيشتر طالب آن هستيد و از فکر کردن دربارهً چيزهايي که خواستار آن نيستيد اجتناب کنيد.

قانون رابطه مستقيم
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز فکر و احساسات دروني شما از يک طرف وعملکرد و تجارب دروني شما از طرف ديگر رابطهً مستقيم وجود دارد.
روابط اجتماعي، وضعيت جسماني، شرايط مالي و موفقيت اجتماعي شما بازتاب دنياي دروني شماست.

قانون باور
هر چيزي را که عميقاً باور داشته باشيد برايتان به واقعيت تبديل ميشود شما آنچه را که ميبينيد باور نميکنيد بلکه آن چيزي را ميبينيد که به عنوان يک باور انتخاب کرده ايد. پس بايد:
1- باورهاي محدود کننده را که مانع موفقيت شما هستند شناسايي کنيد.
2- آنها را از بين ببريد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 12:47  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 12:25  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 12:15  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 19:30  توسط مجید  | 


دخترزرنگ +پسر زرنگ=دعوا

دختر زرنگ+پسر احمق=عشق

پسر زرنگ+دختر احمق=سکس

پسر احمق+دختراحمق=ازدواج

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:49  توسط مجید  | 

 
افتتاح گازرسانی به شهر ستان کوهدشت

شهرستان کوهدشت با جمعيتی بالغ بر 217000 نفر، 39000 خانوار شهری و روستايی را در قالب چهار شهر کوهدشت ، گراب ،چقابل ، کوناني و 301 روستا در خود جای داداه است . شهرستان کوهدشت در غرب استان لرستان قرار گرفته است . جهت گازرسانی به شهر کوهدشت از خط انتقال "16 به طول 86 کیلومتر منشعب از خط انتقال خرم آباد استفاده گرديده ، هزینه اجرايی خط انتقال بالغ بر 110 ميليارد ريال می باشد و جهت گازرساني به شهر بيش از 240 کيلومتر شبکه و نصب 15000 انشعاب پيش بينی گرديده که در صورت تحقق 90 ميليارد ريال سرمايه گذاری انجام خواهد گرديد


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 17:11  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 19:6  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 18:37  توسط مجید  | 

.......sleeping beauty.......
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 18:27  توسط مجید  | 

 
 
... نظر یادتان نره ....
Original_P1010451.JPG
Original_P1010452
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 18:1  توسط مجید  | 

شب های دراز بی عبادت چه کنم

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گویند خدا گناه را می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم..؟!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 17:54  توسط مجید  | 

با سلام به همه دوستان عزیز
همانطور که در صفحه اصلی سایت کوهدشت آمده است قرار است که این سایت به صورت تکمیل شده و یک سایت کامل. بعد از عید امسال راه اندازی شود.قبلا هم قرار بود که این سایت در همین زمستان راه اندازی شود اما به دلایلی نامعلوم که فقط خدا و سازندگان این سایت میدانند این کار به بهار آینده موکول شده است .
انشاالله که شاهد بازدید شما عزیزان از این سایت باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 17:47  توسط مجید  | 

تاريخچة‌ شهر کوهدشت

تحقيق و جستجوی باستانشاسان  در كانون‌هاي «سرخدم لري هميان» و «سرطراحان»‌نشانگر اين مطلب است که كوهدشت از مراكز شهر نشينی  دوران قديم می باشد.كشف معبد آشوري بيانگر آن است كه مردماني قبل از هزاره اول پيش از ميلاد در اين نواحي مي‌زيستند و آيين‌هاي ديني خود را به جاي مي‌آوردند. حمدالله مستوفي درتاريخ گزيده، از كوهدشت و طراحان نام برده كه قرنها قبل از ورود عرب‌ها از بين رفته بودند.

 

 

 

تقدیم به بچه های کوهدشت نظر یادتان نره

 

 

 

 

 

 میدان امام حسین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 17:16  توسط مجید  | 


در دياري كه در آن نيست كسي يار كسي

اي كاش كه نيفتد به كسي كار كسي

كاش معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد

تا كه هر بي سرو پايي نشود يار كسي


باور..................

نمی دونستم حرفشو رو باور کنم یا نکنم...

هر شب تو آسمون چشمک می زد...

صدام می کرد ...

وقتی دلش می گرفت تو آسمون جلوی پنجره ام میومد ،بغض می کرد...

دلش می خواست حرف بزنه ولی ساکت تر از همیشه فقط نگام می کرد...

یه بار خواستم دستمو دراز کنم بگیرمش بیارمش پایین تا هیچ وقت دلش نگیره

ولی یادم رفته بود قشنگیش به تو اوج بودنشه ... به همون دور بودنشه ...

وقتی نزدیکش شدم سوختم. آتیش گرفتم ...خیلی داغ بود ...

فکر کنم خودشم از سوزوندن من غصه اش گرفت ...

وگرنه خاموش نمی شد ...

حالا دوباره دارم ازش دور میشم ... هر چی دورتر میشم بیشتر نور می ده...

خیلی ازش دور شدم ...شاید دورتر از اولش...

 هر شب میاد جلوی پنجره ام ...

گاهی وقتا بغض میکنه ...گاهی وقتا می خنده ...

می خنده به کارام ... ولی یهو بعد هر خنده بغض میکنه !

روشو بر می گردونه و تو سیاهی گم می شه تا پیداش نکنم ...


 

عشق یعنی یک سبد یاس سپید

                                            عشق یعنی دل سپردن بر امید

عشق یعنی غایت دلدادگی

                                            عشق یعنی در نهایت سادگی

عشق یعنی یک بغل دلواپسی

                                            عشق یعنی وا شدن در بی کسی

عشق یعنی سر سپردن تا فنا

                                            عشق یعنی اول و آخر خدا

                                                                                  عشق یعنی ......


 

صدای تو طنین عشق است

با صدای هر تلنگری به در دلم درون سینه ام میلرزد توان رفتن را از من سلب میکند

بی آنکه ببینمت و یا بی آنکه بدانم نامت چیست فقط عشق تو را در قلبم نگاشته ام

تو چون آفتابی که با غروب به شب من می پیوندی و چون مهتابی که به شبهای تاریک

و سوت و کورم میتابی

تو چون نسیمی هستی که که آرام نوازشم میکنی. طلوع هر روز توگرمای زندگی

به تنم میدهد. من به عشق تو زنده ام

با طلوع و غروب خورشید منتظر آمدنت هستم

هر روزم را با یاد تو شروع و هر شبم را به یاد تو به انتها میرسانم

بیا و به من قدرت زندگی ببخش، که دیگر توانی برای زنده بودنم نیست


آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید؟؟؟

سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو به دادش نرسید داغ ماتم شد

و بر سینه نشست اشک حسرت شد و بر خاک چکید آن همه عهد

فراموشت شد؟؟ چشم من روشن روی تو سپید .... جان به لب آمده در

ظلمت غم کی به دادم رسی ای صبح امید آخر این عشق مرا خواهد

کشت عاقبت داغ مرا خواهی دید


به خود هر دم دلم گويد چرا بيهوده محزوني

 

چرا ترسان و حيراني چرا عاشق تو مي باشي

 

هر باره كه مي پرسم ز خود چاره

 

جوابي را نمي يابم

فقط گويم كه او را دوست مي دارمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 


دل زود باورم را به كرشمه اي ربودي  

                          

چو نياز ما فزون شد تو به ناز خود فزودي

 

من از اين كشم ندامت كه تو را نيازمودم                    

تو چرا زمن گريزي كه وفايم آزموديUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

                           


بمون ای ستاره قلبم

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

--  Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری

 بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:20  توسط مجید  | 

نشانه اي تير غمت را دل عشاق نشانه جمعي به تو مشغول تو غايب ز ميانه در ميكده غافل در مدرسه عاقل در صومعه عابد هم سوخته خاكي هم بيدل افلاكي هم ساكن مسجد زاهد سوي مسجد شد من جانب خمار من يار طلب كردم او جلوه گه يار حاجي به ره كعبه من راهي ديدار پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد يعني همه جا عكس رخ يار توان ديد در ميكده غافل در مدرسه عاقل در صومعه عابد هم سوخته خاكي هم بيدل افلاكي هم ساكن مسجد ديوانه منم من كه روم خانه به خانه هر در كه زنم خانه تويي تو در خانه تويي پرتو كاشانه تويي تو در ميكده و دير جانانه تويي تو مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه ديوانه منم من كه روم خانه به خانه اي تير غمت را دل عشاق نشانه جمعي به تو مشغول تو غايب ز ميانه در ميكده غافل در مدرسه عاقل در صومعه عابد هم سوخته خاكي هم بيدل افلاكي هم ساكن مسجد در ميكده غافل در مدرسه عاقل در صومعه عابد هم سوخته خاكي هم بيدل افلاكي هم ساكن مسجد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:48  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:21  توسط مجید  |